
آنقدر بر تنهاییم غمگین شدم افسرده و دلگیر شدم گریان ، حیران، چشم براه بهار رویت شدم تا فردا ... خورشید نديده در زیر آسمانی بی ستاره و تار تک و تنها با واژه هایی مانده در گلو همره شقایق سر بر خاک سرد نهاده و رفيتم اینجا، میان مردگان يافتم ما جمعی تنها در کنار هم که..... تنها زده ایم و تنها مرده ایم همچو شقایق ها (1394/19/21فردا)...
ادامه مطلب