
کاش فریادت را با خودت همراه بودچو ابر که گریه اش ، غرشش رابی پروا فریاد کندو.... هیچگاه در پشت پرده صدایش را بر نمی آردو... تو هم خودت باش تا فریادت حتی اگر غرش باشدزیبا به گوش آیدچون از آن اوست و فردا کسی ترا با صدای پشت پرده نخواهد شناختبلکهصدا و فریاد را از آن تو ، آشنای پیدا خواهد دانستو همیشه برای تو آنرا گرامی خواهد دانست( پیشکش به تو که رد نوشته ات زیباست، لیک چهره ات پنهان، تنها نشانت این بود و آمدم تا صدایت را بشنوم و چه زیباست ۱۳۹۹٫۳٫۱فردا) + نوشته شده در پنج...
ادامه مطلب
فریاد,م را برآوردمبا سکوت، خموشیهمه به دهانم چشم دوخته بودندتا چیزی فریاد, کنمدهانم از درون دوخته شده بودکسی صدای فریاد,مسکوتم، خموشیم رااز چشمانم نخواند، نشنیداز بلندی صدای سکوتمxa0آسمان هم به خشم آمدغرش ...
ادامه مطلب