یافتم من ایرانیم
-
تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 23:48
دیرگاهی است در خویش گم گشته، انگیزه ، خرد هاتا دستانم یارای نوشتن نمی دهد، چند سپیدگاهی در خویش اندیشیدم که چه بر من شده؟!!!گرداگرد خویش جستجو کردم و در همه چیز اندیشیدم ، همسری دارم شاه بانو، از نخستین روزهای زندگی همبستی پابه پای من در سختی ها و شادی ها، هال مرا چو دید ، یافت و گفت: اینان که بر سر...
فردای سپید
-
تاریخ: 1398/11/5 ساعت: 3:21
کاش می شد دیوانه شد یا همدم پیمانه شدکاش می شد غصه ها، غم ها را یکجا سر کشیداز سر نوشت در کشیدکاش می شد دستها را پر کرد از بذر سبزکویر خشک را از زندگی در کشیدکاش می شد زور و ستم را دور نمود از هستیهمزیستی در زندگی آیین کردکاش می شد گریه کرد ، باران ریختپاک کرد کینه را دور ریختکاش می شد پرواز کرد ، آ...
فریاد سکوت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
فریاد,م را برآوردمبا سکوت، خموشیهمه به دهانم چشم دوخته بودندتا چیزی فریاد, کنمدهانم از درون دوخته شده بودکسی صدای فریاد,مسکوتم، خموشیم رااز چشمانم نخواند، نشنیداز بلندی صدای سکوتمxa0آسمان هم به خشم آمدغرش
توبه نامه۱
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
گویا خواب دیدمصدایش از همین نزدیکی می آمدهمیشه نزدیک استما دور پنداریمشمهمانِ خوان مهرشغریبه می پنداریمشبارهانمک خوردیم و نمکدان شکاندیمدم نزدباز آغوش گشود و خندیدباز آیی ، باز آییبارها و بارها......ب
باران مهر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
چشم نبندکاسه ی امید مناز باران, مهر مژگان توپر از واژه های ستاره ای عشق می شودچشم نبنددرخشش نوشته هایمپرتو ستاره های چیده شدهاز آسمان دیدگان توستچشم نبندxa0واژه های شیدایی مناز مرکب دریای دیدگانت استبیاد تو از قلم من چو ستاره می چکدچشم نبندتا فردا راهی نیستخواهی دیدمن.....xa0همان کویر خشک، شاعر لال ...
شکستم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
شکستم,صدای شکستن را نمیدانم شنیدی یا نه؟با آن همه رعد و برقی که چشمان تو دارددر میان این همه هیاهوصدای شکستن را چو شنوی؟xa0تقصیر تو نیستاین همه غوغا از ربایش چشمانت استو..... ما بینوایان که با دیدن آن قط
مرغ دل
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
کاش مرغ دلم بار دگر پر نگیرددر این هوای گرگ و میشیاد ترا از سر نگیردقصه ی نا تمام دیروز رافردا دوباره از سر نگیردصد بار با شلاق مژه ات شکانديبار دگر شکستن را از سر نگیردحکم خود را حبس ابد کرده امگر دل در حبس هم از سر نگیردگر آب شوم در شیشه ام کننددل بخار گردد و از سر نگیرداین چه حکمت بر سرنوشتهر چه ...
حال مرا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
هیچ میدانی حال مراهیچ دیده ای کشتزار بی بار راهیچ میدانی تشنگی در جوار آب راهیچ دیده ای شرمساری خاک رااز دانه ها ی در آرزوی آب راxa0هیچ خوانده ای از اشک منxa0آرزوهای رفته بر باد راxa0خستگی راه و راه بی پایان راامروز سوخته و فردای باخته را(فردا 1394/5/19)xa0
باران چشمان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
چو باران, بهاریصدای شر شرباران, نامت، یادت، خاطره اتدر گوشهایماز چشمان,مxa0بند نمی آیدبهار سبز همهدر هجران توxa0بهر من زمستان سرد و سوزانxa0صبح زندگی بی سپیدهxa0چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا
قبرستان شیدا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:14
چشم بستی و نديديxa0که........ واژه های شعر عشق یک به یک از دوریت مردندومن..... دلتنگ شدمxa0تنها و دلتنگ مردمxa0فردا..... در میان مردگانxa0نیستی و نمی بینیxa0قبرستان,ی را شیدا کرده ام(1386/6/10 فردا)
گم شده
-
تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 6:06
من در خود گم شدمتنها فر و ریختمصدایشxa0 را کس می نشنیدطوفانی از آه و اشکرویایی بر باد رفتهفردایی فرو ریختهxa0
ناشناس
-
تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 6:06
xa0نمیدانم نمیدانمیا من گم شده ام ، یا مرا گم کرده اندهمه چیز ناشناسxa0xa0حتی صورتی که در آیینه می بینمشایدxa0آیینه همxa0رویایی از فردا باشدمن نمیدانمتو ،،،،، نمیدانم می دانی یا نه
ارزو
-
تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 6:06
این هم برای تو غریبه ی آشناxa0اگر گونه ات را خیس دیدیxa0مطمین باشxa0در سرچشمه ی آنروزی من همxa0مسافری بودم که آرزوی چشیدنجرعه ای از آن را داشتمتافردا را بی رویا نگذرانم
رویای فردا
-
تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 6:06
آنچه می نویسمxa0چکیده ی از اشک استxa0چونxa0کنعان در پی یوسفاز هر نسیمیxa0نشانی می خوانمشایدxa0یا خود را بیابمیا رویایی برای فرداآنچه می نویسمxa0چکیده ی از اشک استxa0چونxa0کنعان در پی یوسفاز هر نسیمیxa0نشانی می خوانمشایدxa0یا خود را بیابمیا رویایی برای فردا
پیرز
-
تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 6:06
برفی از سفیدی بارید بر سرمهمه گفتند آسمان بخشش ریختهیکی گفت اردش بیختهالکش آویختههر که از دید خویش سنجیدههمه خواهند دیدبه فردا نرفتهxa0 به پیری رسیدهxa0
مهتاب
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 1:44
مهتاب من و همره شبم زيوش شب و همدم دردم یادت xa0نرود از جان و دلم روشنگر شبی یار خوش سخنم xa0
شادباش سال1397
-
تاریخ: 1397/3/1 ساعت: 5:15
بنابر آنچه در کهن نگاري نوشته اند پارسیان بیشترین جشن های شا
باران بهاری
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:22
چو باران بهاری صدای شر شر باران نامت، یادت، خاطره ات در گوشهایم از چشمانمxa0 بند نمی آید بهار سبز همه در هجران توxa0 بهر من زمستان سر و سورانxa0 صبح زندگی بی سپیدهxa0 چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا)
نام تو
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:22
راستی میدانیxa0 با رفتنت عمر واژه هایم هم پايان يافت واژه ها را کفن کردمxa0 در خاک نهادم و..... ماند تا بر آن علف رویید باز نمیدانم چرا حتی علف های هرز روی گورxa0 هم شادمانه نام ترا سر ميدادند?(1394/10/21فردا)
فهرست ارزویی
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:22
بيا لحظه ای .... xa0به فهرست بلند آرزوهاي من بنگر برای تو،،،، ،،،لحظه ایxa0 برای من،،،،،، تمام زندگی تمام واژه هایشxa0 تویی و بس چه سخت است آرزوی دست نیافتنی(1394/10/22فردا)