
فردای خوبانبه فردا بیاندیش ، فردا از آن خوبان استبهشت فردا جهنم زمینیزبانم را دوختن که اندیشه ام را نگویدصدایم را کوفتند کهبیدار نکند خواب زده ای را دیوان زمانه اندیشه را بر نمی تابند و از صدا هراس دارند نابخرد می خواهند و خواب زدگان را می ستاینداخفش وار بز می خواهند و خران برنده نوشتار (حمار حاملون کتب)فردا نخواهی دید امابهشت نویدی جهنم زمینی خواهد شد...
ادامه مطلب
گویا خواب دیدمصدایش از همین نزدیکی می آمدهمیشه نزدیک استما دور پنداریمشمهمانِ خوان مهرشغریبه می پنداریمشبارهانمک خوردیم و نمکدان شکاندیمدم نزدباز آغوش گشود و خندیدباز آیی ، باز آییبارها و بارها......ب...
ادامه مطلب
چشم نبندکاسه ی امید مناز باران, مهر مژگان توپر از واژه های ستاره ای عشق می شودچشم نبنددرخشش نوشته هایمپرتو ستاره های چیده شدهاز آسمان دیدگان توستچشم نبندواژه های شیدایی مناز مرکب دریای دیدگانت استبیاد تو از قلم من چو ستاره می چکدچشم نبندتا فردا راهی نیستخواهی دیدمن.....همان کویر خشک، شاعر لال بی زبانو تو.....همان باران, مهر، واژه ي آرامشی(پیشکش به همسر مهربانم،فردا 1393/9/6)...
ادامه مطلب
چو باران, بهاریصدای شر شرباران, نامت، یادت، خاطره اتدر گوشهایماز چشمان,مبند نمی آیدبهار سبز همهدر هجران توبهر من زمستان سرد و سوزانصبح زندگی بی سپیدهچشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا...
ادامه مطلب
چو باران بهاری صدای شر شر باران نامت، یادت، خاطره ات در گوشهایم از چشمانم بند نمی آید بهار سبز همه در هجران تو بهر من زمستان سر و سوران صبح زندگی بی سپیده چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا)...
ادامه مطلب