
فردای خوبانبه فردا بیاندیش ، فردا از آن خوبان استدر دیدهمژگان من :سنگین مشو، بار بنه سپیده باز دمیده فردا ز در رسیده گوش بداربوی یار پیچیده اندوه ز در رهیده یاری نما ، دستی بگیر چشم مرا باز نما چودست یار نیست به منرخ نما در مردمک. تابهار شود زمستان اندوه دهد به شادی فردا شود زنده دل یار به دیده آید. (فردا ۲۴ اردیبهشت ۱۲۰۱)...
ادامه مطلب
فردای خوبانبه فردا بیاندیش ، فردا از آن خوبان استخوشگوی سخنکه سخن تو چو باد صبا با بوی خوش استنجوا نکنم ، فریاد کنم که،عشق گر بسوزاند فردا رادر دریای چشمان ریحان تو که باشد خوش است...
ادامه مطلب
فردای خوبانبه فردا بیاندیش ، فردا از آن خوبان استفراموشی سرشت نیکوامروزه در سرزمین من نیکو سرشتی به دست گروهی به فراموشی سپرده شده و و،،،،ما گرفتار ،بی خدایان خدایی نما خدایی که انگار برای همه ستهمه،گروهی که خودشیفته و بزرگ بینشده اند سایه ی خدا روی زمینبنام خدا روا دار دار و سجینچنین شد همه گشتن بی دیناگر فردا ز ما پرسند از خدا و دینبگوییم که زن خدا نمایان گشته چنین...
ادامه مطلب
مژگان من :سنگین مشو، بار بنه سپیده باز دمیده فردا ز در رسیده گوش بداربوی یار پیچیده اندوه ز در رهیده یاری نما ، دستی بگیر چشم مرا باز نما چودست یار نیست به منرخ نما در مردمک. تابهار شود زمستان اندوه دهد به شادی فردا شود زنده دل یار به دیده آید. (فردا ۲۴ اردیبهشت ۱۲۰۱) + نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 11:4 توسط دکتر موسی رحمتیان(فردا) | بخوانید...
ادامه مطلب
چشم نبندکاسه ی امید مناز باران, مهر مژگان توپر از واژه های ستاره ای عشق می شودچشم نبنددرخشش نوشته هایمپرتو ستاره های چیده شدهاز آسمان دیدگان توستچشم نبندواژه های شیدایی مناز مرکب دریای دیدگانت استبیاد تو از قلم من چو ستاره می چکدچشم نبندتا فردا راهی نیستخواهی دیدمن.....همان کویر خشک، شاعر لال بی زبانو تو.....همان باران, مهر، واژه ي آرامشی(پیشکش به همسر مهربانم،فردا 1393/9/6)...
ادامه مطلب
چو باران, بهاریصدای شر شرباران, نامت، یادت، خاطره اتدر گوشهایماز چشمان,مبند نمی آیدبهار سبز همهدر هجران توبهر من زمستان سرد و سوزانصبح زندگی بی سپیدهچشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا...
ادامه مطلب
چو باران بهاری صدای شر شر باران نامت، یادت، خاطره ات در گوشهایم از چشمانم بند نمی آید بهار سبز همه در هجران تو بهر من زمستان سر و سوران صبح زندگی بی سپیده چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا)...
ادامه مطلب
Ali Mehr: آری از درد درون باید مویه کرد جانم سرای ما سوخت باد خاکستر جام جم و کسری برد بردندتازی روداب و گر آفرین را بر دست دارد جوان ما وافور بلا را فردا ننشین ، زانو نگیر بر دست آسمان هم گریه دارد بر این وطن15/6/1395فردا)...
ادامه مطلب
بگذار و نبین این آتش که روشن است آه درون است امروز نخواهی دید دود بر فلک رسیده اش را بنشین،،،،، و ببین فردا باران خواهد شد و این غنچه لاله ای در دست عاشقی خواهد داد(فردا1495/7/21)...
ادامه مطلب