
فردای خوبانبه فردا بیاندیش ، فردا از آن خوبان استخوشگوی سخنکه سخن تو چو باد صبا با بوی خوش استنجوا نکنم ، فریاد کنم که،عشق گر بسوزاند فردا رادر دریای چشمان ریحان تو که باشد خوش است...
ادامه مطلب
کاش فریادت را با خودت همراه بودچو ابر که گریه اش ، غرشش رابی پروا فریاد کندو.... هیچگاه در پشت پرده صدایش را بر نمی آردو... تو هم خودت باش تا فریادت حتی اگر غرش باشدزیبا به گوش آیدچون از آن اوست و فردا کسی ترا با صدای پشت پرده نخواهد شناختبلکهصدا و فریاد را از آن تو ، آشنای پیدا خواهد دانستو همیشه برای تو آنرا گرامی خواهد دانست( پیشکش به تو که رد نوشته ات زیباست، لیک چهره ات پنهان، تنها نشانت این بود و آمدم تا صدایت را بشنوم و چه زیباست ۱۳۹۹٫۳٫۱فردا) + نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 20:5 توسط دکتر موسی رحمتیان(فردا) | بخوانید...
ادامه مطلب
دیرگاهی است در خویش گم گشته، انگیزه ، خرد هاتا دستانم یارای نوشتن نمی دهد، چند سپیدگاهی در خویش اندیشیدم که چه بر من شده؟!!!گرداگرد خویش جستجو کردم و در همه چیز اندیشیدم ، همسری دارم شاه بانو، از نخستین روزهای زندگی همبستی پابه پای من در سختی ها و شادی ها، هال مرا چو دید ، یافت و گفت: اینان که بر سریر و تخت شهریاری نشسته اند نه ترا شایسته می دانند و نه ارزشمند می دانند، برایشان همچون بارکشی ( بی همانندی به شما « خر ی») هستی که هر چه می گویند و هر چه می خواهند باید به انجام برسانی و برداری نوینی است و به اندازه ای که نمیری روا خواهند داشت که در چرگاهی که آسیبی به پای تختشان نرسد بچری و بیش از آن را برایت گمراهی می دانند ، پس رها شو و خودت باش و برای خودت زندگی کن، چند سال زندگی خواهی کرد؟ ک...
ادامه مطلب
گویا خواب دیدمصدایش از همین نزدیکی می آمدهمیشه نزدیک استما دور پنداریمشمهمانِ خوان مهرشغریبه می پنداریمشبارهانمک خوردیم و نمکدان شکاندیمدم نزدباز آغوش گشود و خندیدباز آیی ، باز آییبارها و بارها......ب...
ادامه مطلب
راستی میدانی با رفتنت عمر واژه هایم هم پايان يافت واژه ها را کفن کردم در خاک نهادم و..... ماند تا بر آن علف رویید باز نمیدانم چرا حتی علف های هرز روی گور هم شادمانه نام ترا سر ميدادند?(1394/10/21فردا)...
ادامه مطلب
اشک من جاری نشو یاری نما تا صبح رویا نشود قصه ما عریان شود چشمت بینا شود فردا بر پا شود داد ما از آسمان جاری شود باران شود ، سیل شود یا که درد از ما برد یا که ما را با درد برد یا خدایان درد را با خود برد اشک من جاری نشو بگذار آسمان آه مرا جاری کند جوی کند ، کاری کند (1395/6/14)...
ادامه مطلب