کاش مرغ دلم بار دگر پر نگیرد
در این هوای گرگ و میش
یاد ترا از سر نگیرد
قصه ی نا تمام دیروز را
فردا دوباره از سر نگیرد
صد بار با شلاق مژه ات شکاندي
بار دگر شکستن را از سر نگیرد
حکم خود را حبس ابد کرده ام
گر دل در حبس هم از سر نگیرد
گر آب شوم در شیشه ام کنند
دل بخار گردد و از سر نگیرد
این چه حکمت بر سرنوشت
هر چه من خواهم دل از سر نگیرد
(فردا1393/11/4)
ما را در سایت فردای خوبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161