شکستم,
صدای شکستن را نمیدانم شنیدی یا نه؟
با آن همه رعد و برقی که چشمان تو دارد
در میان این همه هیاهو
صدای شکستن را چو شنوی؟
تقصیر تو نیست
این همه غوغا از ربایش چشمانت است
و..... ما بینوایان که با دیدن آن قطب خیالی
سراسر قطب مثبت می شویم
و ... سایه ی نگاه چشمانت چو ابر بهاری، آبستن ریزش ... می رود
گاه به دشت و گاه به لاله زار
و .... من که با رفتنت کویر گشنه ام
چو نشکنم
می دانم فردا هم باز خواهی آمد
چه باران نگاهت را برگیری یا بباری
باز تکه های شکسته ام مشتاق دیدارت می مانند.(1393/7/14 فردا)
ما را در سایت فردای خوبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115