توبه نامه۱

خرید بک لینک

گویا خواب دیدم
صدایش از همین نزدیکی می آمد
همیشه نزدیک است
ما دور پنداریمش
مهمانِ خوان مهرش
غریبه می پنداریمش
بارها
نمک خوردیم و نمکدان شکاندیم
دم نزد
باز آغوش گشود و خندید
باز آیی ، باز آیی
بارها و بارها......
با یک بوی پشیمانی
سفره پهن کرد بهر مهمانی
گفت:
گر من کردگارم و تو بنده
تنها به من گویی پشیمانی را ای بنده
باز گو نشاید بهر هیچ بنده
جرم است گفتن حتی به خنده
گفتم:
کردگارا تو خود گویی ، خواهان و پذیرنده ی « توبه» تنها تویی
پس...... این چسیت؟
بنده ات، همان همسان در خلق من
خواست از من بجای عذر خواهی از تو
مکتوب کنم « توبه نامه » را بهر تو
کردگارا تو می پذیری عذر را یا که این
هزاران بار
کردگارا در حضورت، بر سر خوان بی کرانت
با آنچه از توست
نافرمانی کردم...... می دانم
هرگزنگفتی « بهر قوت ونان خوردن» توبه نامه بنویس
به چشمان پشیمانم هم
سفره را می گستراندی
اما
بنده ات بهر نافرمانی تو
چشمان گریان مرا هم ندید
زجه های التماس را نشنید
توبه نامه خواست این چنین
اینجانب فلان فرزند بهمان
در پیشگاه خداوند منان
می کنم از گناهم نِدمان
خداوندا حیران مانده ام؟!
اگرزنده ومرده، جاندار و بی جان، در تاریکی و روشنایی در پیشگاه تواند!
تو که همه چیز را می دانی و می بینی!
پس توبه نامه در پیشگاه خدای منان نوشتن و بدست بنده دادن چیست؟
تو خود را در قالب بنده کرده ای و توبه نامهمی خواهی؟!
یا
بنده خودرا جای تو یا پا در کفش تو کرده است؟
نمی دانم

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

صفحه بندی